على اصغر حلبى
12
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
استدلال نيست . و قومى از حشويّه « 1 » در اين شيوه طعن كردهاند و گفتهاند كه : اشتغال بدين علم بدعت است ، و ما را در اثبات مذهبمان دلايل نقلى و عقلى هست . و در اين باب سه مقام هست : - ( مقام اوّل ) در بيان فضل اين علم است و آن از چند جهت است : ( يكى ) از آنها اين است كه شرف علم به شرف معلوم است ، پس هرگاه معلوم اشرف باشد علم حاصل بدان نيز اشرف باشد ، و چون شريفترين معلومات ذات خداى تعالى و صفات او است واجب مىكند ك علم متعلّق بدان نيز شريفترين علوم باشد ؛ ( دو ديگر ) آنكه علم يا دينى است يا غير دينى ، و شكّى نيست كه علم دينى از غير دينى شريفتر است ، و امّا علم دينى نيز يا علم اصول است ، يا جز آن ، و امّا آنچه غير از علم اصول است صحّت آن متوقّف بر علم اصول است ، زيرا مفسّر از معانى كلام خداى تعالى بحث مىكند ، و آن فرعى بر وجود صانع مختار متكلّم است ، و امّا محدّث از كلام رسول خدا ( ص ) بحث مىكند ، و آن فرعى بر ثبوت نبوّت او است ، و فقيه از احكام خدا بحث مىكند ، و آن فرعى بر توحيد و نبوّت است ، پس ثابت شد كه اين علوم به علم اصول نيازمند است ، و ظاهر اين است كه علم اصول از آنها بىنياز است پس واجب مىآيد كه علم اصول شريفترين علوم باشد ؛ ( سه ديگر ) اينكه شرف هر چيزى به واسطهء خساست ضدّ آن آشكار مىشود ، پس هرگاه كه ضدّ آن خسيستر باشد آن علم شريفتر باشد و ضدّ علم اصول همانا كفر و بدعت است ، و آن دو خسيسترين چيزهاست ، پس واجب مىآيد كه علم اصول شريفترين چيزها باشد ؛ ( چهارمى اينكه ) شرف شىء البتّه به شرف موضوع آن و نيز به سبب شدّت حاجت بدان و همينطور به قوّت براهين آن باشد ، و علم اصول بر
--> برده است ( - تهانوى ، كشّاف ، 2 / 1385 ) . حافظ نيز كه در علم كلام تسلّطى داشته علم نظر را به همين معنى ( منتهى با ايهام به نظر بازى يعنى : نگريستن به چهرهء زيبا رويان ) به كار برده است ( ديوان ، 138 ، 361 ) : سراىِ قاضى يزد ارچه منبع فضل است * خلاف نيست كه علم نَظَر در آنجا نيست * * * از بُتان « آن » طلب ار حُسنشناسى اى دل * كاين كسى گفت كه در علمِ نظر بينا بود ( 1 ) . « حشويان علم اصول [ - كلام ] را باطل مىدانند بنابراين كه بدعت است ( به جهت آنكه صحابه - رضى اللّه عنهم ) به اين علم نگفتهاند ، و هرچه بدعت است باطل است » . ( قطب الدين شيرازى ، درّة التاج ، 1 / 132 ، مرحوم محمد مشكاة ) . علّامهء شيرازى در درّة التاج بيشتر مطالب خود را راجع به علم اصول ( - كلام ) از امام فخر گرفته است ، چنان كه غالب عبارات ترجمهء لفظ به لفظ از تفسير امام فخر است ( صفحات 98 - 133 ، تهران ، مجلس ، 1320 ه . ش . ) .